تاریخ انتشار: ۲ مهر ۱۳۹۷
کد خبر: 49644
تعداد بازدید: 41 بازدید

راه رسیدن به ازدواجی که پدر با آن موافق نیست

سلام من ۱۷ سال سن دارم و میخوام ازدواج کنم با خانواده ی خودم و دختری که دوسش دارم در میان گذاشتم هم خانواده من قبول دارن هم خانواده خودش ولی باباش اجازه نمیده فعلا با هم صحبت کنیم

دختره ۱۵سالشه. هیچ ارتباط نامشروع و….هم نداشتیم از اول هم با خانوادشون در میان گذاشتم.الان برا اینکه باباش اجازه بده باید چیکار کنم میگه هنوز بچه این.

سلام

نکته اول

توجه داشته باشید که در امر ازدواج، دچار خود محوری نشوید! یکی از فلسفه های مهم ازدواج بنیان گذاری برای خروج از یک زندگی فردی و ورود به یک زندگیِ رسمی جمعی است. کسی که فهم درستی از اقتضائات یک زیست جمعی را پیدا نکرده است، آمادگی لازم را برای ورود به زندگی فراهم نکرده است.

زندگی تنها ارتباط دو شخص با یکدیگر نیست؛ هر یک از پسر و دختر باید بدانند که خود را به عنوان یکی از اعضای خانواده‌ی بزرگ طرف مقابل می نمایند و در صورتی که نتوانند خود را برای پدر و مادر طرف دیگر اثبات کنند، اقدام به ازدواج در چنین شرایطی بسیار ناشیانه می باشد.

نکته دوم

دختری که به خود اجازه داده تا با شما ارتباط برقرار نماید حتی تا اندازه‌ی گفتگو با شما، دارای نقطه‌ی ضعف شخصیتی است. البته یکی از اسباب به وجود آمدن این نقطه‌ی ضعف خود شما هستید که به خود اجازه داده اید با ایشان ارتباط کلامی برقرار سازید.

از این نکته هرگز تعجب نکنید؛ چون دختری که در یک خانواده متدیّن و براساس منطق گویایی بزرگ شده باشد، در مسأله ازدواج به کسی وعده ای نمی دهد و بدون هماهنگی با پدر و مادرش با کسی در امور سرنوشت ساز زندگی خود وارد گفتگو نمی شود.

نکته سوم

اگر پدر و مادر این دختر در زمینه‌ی ارتباط شما با هم مقصر نبوده باشند و شما دو نفر مخفیانه با یکدیگر ارتباط برقرار نموده اید، اتفاقا اجازه ندادن پدر ایشان نشانه‌ی خوبی از اصالت خانوادگی و تربیت صحیح این دختر می باشد و شما باید بدانید که رفتار این پدر کاملا منطقی است.

شما باید خود را جای این پدر بگذارید و دغدغه ها و نگرانی های او را برای پاره‌ی تن خودش محترم بشمارید. از نگاه دینی پدر امانت و ناموس الهی را در اختیار شما قرار می دهد و نمی تواند نسبت به آینده‌ی دخترش بی تفاوت باشد و به شدت مراقب اینست که زندگی محکم و استواری را برای او فراهم آورد تا نه دخترش و نه شما با عجله در این امر تصمیم گیری نکنید.

نکته چهارم

یکی از روزنه های امیدی که برای شما در این امر به وجود آمده، اینست که علت مخالفت با ازدواج شما بیان شده است. تلاش کنید این اشکال و ایراد را از میان ببرید و خود را به گونه ای برای او اثبات کنید تا اینکه او به عنوان ولی و سرپرست دخترش، بتواند در واگذاری این امانت الهی به شما تردیدی نداشته باشد.

نکته پنجم

توصیه ما به شما اینست که بدون اینکه ارتباط خود را با این دختر ادامه دهید، تلاش کنید که هنرها و توانمندی های خود را در یک ارتباط مستقیم و یا غیر مستقیم به پدر ایشان منتقل کنید.

به عنوان مثال شما از پدر، عمو و یا دایی و یا یکی از دوستان خودتان و یا حتی یکی از دوستان پدر ایشان، کمک بگیرید تا برای پدر دختر، به گونه ای توضیح دهند که شما پسر قابل و مستقلی هستید؛ به قول معروف مرد شدن شما باید برای این پدر مهربان و دلسوز محرز شود تا اینکه جرأت واگذاری سرپرستی دخترش را به شما داشته باشد.

توصیه آخر

نگران نباشید، خدای متعال در این امر هوادار و پشتیبان جدی شما می باشد به شرطی که شما نیز به طور جدی و تنها با احترام به حدود الهی به ادامه این امر بپردازید. شک نکنید که اگر شما به انگیزه‌ی حفظ ایمان و قبول مدیریت یک زندگی به این عمل اقدام کنید، خدای متعال همه درهای بسته را برای شما خواهد گشود.

برچسب ها:

رفتن به بالا