تاریخ انتشار: ۲۱ مرداد ۱۳۹۷
کد خبر: 53638
تعداد بازدید: 34 بازدید

نحوه شهادت امام جواد علیه السلام

سوال

سلام 
امام جواد (علیه السلام) چگونه به شهادت رسید؟

پاسخ

سلام علیکم

نحوه شهادت امام جواد علیه السلام

مامون در سال ۲۱۸ هجرى درگذشت و پس از او برادرش «معتصم» جاى او را گرفت. او در سال ۲۲۰ هجرى امام را از مدینه به بغداد آورد تا از نزدیک مراقب او باشد، لذا در مجلسى که براى تعیین محل قطع دست دزد تشکیل داده بود، امام جواد(علیه السلام) را نیز شرکت داد [و فتوای امام با اینکه جوانتر از همه بودند مورد قبول واقع شد] و قاضى بغداد (ابن ابى دُواد) و دیگران شرمنده شدند و چند روز بعد از آن «ابن ابى دواد» از حسد و کینه توزى نزد معتصم رفت و گفت:
از باب خیر خواهى، به شما تذکر مى دهم که جریان چند روز قبل به صلاح حکومت شما نبود؛
زیرا در حضور همه دانشمندان و مقامات عالى مملکتى فتواى ابو جعفر (امام جواد)، یعنى فتواى کسى را که نیمى از مسلمانان او را خلیفه و شما را غاصب حق او مى دانند، بر فتواى دیگران ترجیح دادى و این خبر میان مردم منتشر و خود دلیل قاطعى بر حقانیت او نزد شیعیانش شد.
معتصم که مایه ابراز هر نوع دشمنى با امام را در نهاد خود داشت، از سخنان «ابن ابى دواد» بیشتر تحریک شد و در صدد قتل امام برآمد و سرانجام منظور پلید خود را عملى ساخت و امام را توسط منشى یکى از وزرایش مسموم و شهید نمود. امام هنگام شهادت بیش از بیست و پنج سال و چند ماه نداشت.(۱)

نقل های دیگر از کتاب شریف منتهی الامال

 از (کـتـاب عـیـون المـعـجـزات) نـقـل شـده کـه چـون حـضـرت جـواد عـلیـه السـلام وارد بـغـداد شـد و مـعـتـصـم انـحـراف ام الفـضـل را از آن حـضـرت دانـسـت او را طـلبـیـد و بـه قـتـل آن حـضـرت راضـى کـرده زھـرى بـراى او فـرسـتـاد کـه در طـعـام آن جـنـاب داخل کند ام الفضل انگور رازقى را زھرآلود کرده به نزد آن امام مظلوم آورد و چون حضرت از آن تـنـاول نـمـود اثـر زھـر در بـدن مـبـارکـش ظـاھـر شـد و ام الفضل از کرده خود پشیمان شد و چاره اى نمى توانست کرد گریه و زارى کرد، حضرت فرمود:
الحال که مرا کشتى گریه مى کنى ، به خدا سوگند که به بلایى مبتلا خواھى شـد کـه مـرھـم پـذیـر نـبـاشـد. 

جلاء العیون

و عـلامـه مـجـلسـى رحـمـه اللّه در (جـلاءالعـیـون) نـقـل کـرده کـه چـون مـردم بـا مـعـتـصـم بـیـعـت کـردنـد مـتـفـقـد احـوال حـضـرت امام محمّد تقى علیه السلام شد و به عبدالملک زیات که والى مدینه بود نـامـه نـوشـت کـه آن حـضـرت را بـا ام الفـضـل روانـه بـغـداد کـنـد.
چـون حـضـرت داخـل بـغـداد شـد بـه ظـاھـر اعـزاز و اکـرام نـمـود و تـحـفـه ھـا بـراى آن حـضـرت و ام الفـضـل فـرستاد پس شربت حماضى براى آن حضرت فرستاد با غلام خود استناس {یا اشناس} سر آن ظرف را مھر کرده بود چون شربت را به خدمت آن حضرت آورد گـفـت:
این شربتى است که خلیفه براى خود ساخته و خود با جماعت مخصوصا خود تـنـاول نـمـوده و ایـن حـصـه را بـراى شـمـا فـرسـتـاده اسـت کـه بـا بـرف سـرد کـنید و تناول نمایید و برف با خود آورده بود و براى حضرت شربت ساخت.
حضرت فرمود که باشد در وقت افطار تناول نمایم، گفت:
برف آب مى شود و این شربت را سرد کرده مى بـایـد تـنـاول نـمود، و ھرچند آن امام غریب مظلوم از آشامیدن امتناع نمود آن ملعون مبالغه را زیـاده کـرد تـا آنـکـه آن شـربـت زھر آلود را دانسته به ناکام نوشید و دست از حیات کثیر البرکات خود کشید.

اطلاع امام هادی (علیه السلام) از شهادت پدرشان

و در (کتاب بصائرالدرجات) روایت کرده از مردى که ھمیشه با حضرت امام محمّد تقى علیه السلام بود گفت :
در آن وقتى که حضرت در بغداد بود روزى در خدمت حضرت امـام عـلى النـقى علیه السلام در مدینه نشسته بودیم و آن حضرت کودک بود و لوحى در پـیـش داشـت مـى خـوانـد نـاگـاه تـغـیـیـر در حـال آن حـضـرت ظـاھـر شـد پـس بـرخـاسـت و داخل خانه شد ناگاه صداى شیون شنیدیم که از خانه آن حضرت بلند شد بعد از ساعتى حـضـرت بـیرون آمد از سبب آن احوال پرسیدیم ، فرمود:
که در این ساعت پدر بزرگوارم وفـات فـرمـود!
گـفـتـم : از کـجـا مـعـلوم شـمـا شـده ؟
فـرمـود کـه از اجـلال و تعظیم حق تعالى مرا حالتى عارض شد که پیش از این در خود چنین حالتى نمى یـافـتـم از ایـن حـالت دانـسـتـم کـه پـدرم وفـات کـرده و امـامـت بـه مـن مـنـتـقـل شـده اسـت .
پـس بـعـد از مدتى خبر رسید که حضرت در ھمان ساعت به رحمت الھى واصـل شـده اسـت.(۲)

منابع:

۱٫سایت آیت الله مکارم شیرازی
۲٫کاب شریف منتهی الامال با تصرف

رفتن به بالا