تاریخ انتشار: ۱۴ تیر ۱۳۹۷
کد خبر: 52161
تعداد بازدید: 137 بازدید

توحید و یگانگی خدا در عالم

سوال:

با سلام خدمت شما . با توجه به این که از اصول دین توحید است چگونه می توان فهمید که یک خدا بیشتر وجود ندارد.

نشانه های یکتایی خداوند چیست؟

پاسخ:

توحید و یگانگی خدا در عالم

با سلام و عرض ادب

تردیدی در این نیست که توحید از جمله مهمترین اصول اعتقادی می باشد که در قرآن کریم نیز بیشترین آیات اعتقادی به این آموزه‌ی دینی اشاره دارد. علامه طباطبایی رحمه الله در‌این‌باره می‌فرمایند: آیات قرآن، درحالی‌که این معارف الهی و حقایق حقه را به‌تفصیل دربردارد، متکی به حقیقت واحدی است که اصل همه اینهاست و تمام اینها فروع آن‌اند. آن حقیقت اساسی که بنیان دین بر آن استوار است، همان یگانگی و توحید خداوند متعال است که وقتی تحلیل شود، تمام تفاصیل معانی قرآنی‌ ـ اعم از معارف و قوانین ـ به آن بازمی‌گردد و تفصیل و فروع آن، وقتی ترکیب شود، به همان اصل بازمی‌گردد.

(سیدمحمدحسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۰، ص۱۳۵٫)

خوب است که بدانیم قرآن کریم به عنوان معجزه‌ی جاوید الهی درباره‌ی این موضوع حساس و مهم به شکل جامع و مانعی ورود پیدا کرده است. خدای متعال با توجه به تنوع سطوح و ظرفیت های افراد مختلف هر یک از آیات توحیدی الهی به گونه مطرح نموده که برای کسی عذری باقی نگذارد.  امام راحل درباره‌ی این ویژگی قرآن می فرماید:

«گرچه همه عالم آیات حق‌تعالی هستند، لکن قرآن کریم فشرده(ای است) از تمام خلقت و تمام چیزهایی که در بعثت باید انجام بگیرد، قرآن کریم یک سفره‌ای است که خدای تبارک و تعالی به وسیله پیغمبر اکرم(ص) در بین بشر گسترده است که تمام بشر از آن هر یک به مقدار استعداد خودش استفاده کند. این کتاب و این سفره گسترده در شرق و غرب و از زمان وحی تا قیامت کتابی است که تمام بشر، عامی، عالم، فیلسوف، عارف، فقیه، همه از او استفاده می‌کنند.»

(صحیفه نور، ج۱۴، ص۲۵۱)

با این مقدمه اهمیت بالایی را داراست و  در اینجا به آیات مختلفی از قرآن کریم در این باره اشاره کنیم که در پرتوی این آیات نورانی باور به یگانگی الهی در وجودمان تثبیت گردد. پیش از ورود به این آیات، کلامی  آیاتی که برای تبیین وحدانیت الهی در جای جای قرآن مطرح گردیده از سطوح و تنوع گوناگونی برخوردارند که حاکی از توجه به میزان ظرفیت های بشری می باشد:

دسته‌ی اول

آیاتی که استدلال عقلانی و فلسفی را پیرامون این موضوع، برای صاحبان عقل و اندیشه در بر دارند.

۱- «قُلْ لَوْ کانَ مَعَهُ آلِهَهٌ کَما یَقُولُونَ إِذاً لاَبْتَغَوْا إِلى ذِی الْعَرْشِ سَبِیلاً سُبْحانَهُ وَ تَعالى عَمّا یَقُولُونَ عُلُوّاً کَبِیراً»(۴۲و۴۳/اسراء)

«بگو: همچنان که می گویند، اگر با او خدایان دیگری هم بودند پس به، سوی صاحب عرش راهی جسته بودند»

۲«مَا اتَّخَذَ اللّهُ مِنْ وَلَد وَ ما کانَ مَعَهُ مِنْ إِله إِذاً لَذَهَبَ کُلُّ إِله بِما خَلَقَ وَ لَعَلا بَعْضُهُمْ عَلى بَعْض سُبْحانَ اللّهِ عَمّا یَصِفُونَ»(۹۱/مؤمنون)

«خدا هیچ، فرزندی ندارد و هیچ خدایی با او نیست اگر چنین می بود، هر خدایی با آفریدگان خود به یک سو می کشید و بر یکدیگر برتری می جستند خدا از آن گونه که او را وصف می کنند، منزه است»

در این دو آیه که در برخی تعبیرات به برهان تغالُب شهرت یافته اند()، علت و حد وسط برای آیه‌ی موسوم به «تمانع» مطرح گردیده است:

«لَوْ کانَ فِیهِما آلِهَهٌ إِلاَّ اللّهُ لَفَسَدَتا فَسُبْحانَ اللّهِ رَبِّ الْعَرْشِ عَمّا یَصِفُونَ»(۲۲/انبیاء)

«اگر در زمین و آسمان خدایانی جز الله می بود، هر دو تباه می شدند پس الله پروردگار عرش از هر چه به وصفش می گویند منزه است»

دقت کنید که در این آیه‌ی شریفه فرض شده است که لازمه‌ی عادّی و طبیعی در فرض تعدّد آلهه، شکل گیری فساد در آسمان و زمین می باشد. این در حالی است که در دو آیه‌ی دیگر فوق، به علت عقلی این پیامد اشاره شده است که تصاحب عرش و اعمال قدرت و برتری طلبی هر یک از آلهه موجب رخ داد فساد خواهد شد.

دسته دوم

آیات اثبات وحدانیت و یگانگی

آیاتی که به نحو عقلایی و متعارف به اثبات وحدانیت و یگانگی خدای متعال می پردازند:

  • قُلِ ادْعُوا الَّذِینَ زَعَمْتُمْ مِنْ دُونِ اللّهِ لایَمْلِکُونَ مِثْقالَ ذَرَّه فِى السَّماواتِ وَ لا فِى الأَرْضِ وَ ما لَهُمْ فِیهِما مِنْ شِرْک وَ ما لَهُ مِنْهُمْ مِنْ ظَهِیر وَ لاتَنْفَعُ الشَّفاعَهُ عِنْدَهُ إِلاّ لِمَنْ أَذِنَ لَه(۲۲/سبأ)

«بگو: بخوانید کسانی را که جز خدای یکتا خدا می پندارید مالک ذره ای در آسمانها و زمین نیستند و در آفرینش آن دو شرکتی نداشته اند و خدا رادر آفرینش یاری نکرده اند و شفاعت نزد خدا سود نکند، مگر در باره کسی که او خود اجازت دهد.»

  • قُلْ أَرَأَیْتُمْ ما تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللّهِ أَرُونِی ماذا خَلَقُوا مِنَ الْأَرْضِ أَمْ لَهُمْ شِرْکٌ فِى السَّماواتِ …(۴/احقاف)

«بگو: از آنهایی که جز الله به خدایی می خوانید خبر دهید به من نشان دهید که از این زمین چه چیز را آفریده اند؟ یا در خلقت آسمانها شرکت داشته اند؟

عناوینی همچون مالکیت و خالقیت، شراکت، مظاهرت و معاونت، شفاعت هر یک از جمله مناسباتی است که عقلاء در روابط اجتماعی و زیست جمعی از آن بهره برداری می کنند. نفی چنین امور عقلایی و متعارف به جهت باور به یگانگی و بطلان تعدّد آلهه، در اندیشه‌ی پژوهندگان علوم اجتماعی و جامعه شناسان قابل افهام می باشد.

دسته سوم

آیاتی که به ارائه‌ی شاهد علمی و یا سند تاریخی برای مستند سازی تجربه گرایان و تاریخ پژوهان می‌پردازند:

  • قُلْ أَرَأَیْتُم مَّا تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ أَرُونِی مَاذَا خَلَقُوا مِنَ الْأَرْضِ أَمْ لَهُمْ شِرْکٌ فِی السَّمَاوَاتِ اِئْتُونِی بِکِتَابٍ مِّن قَبْلِ هَذَا أَوْ أَثَارَهٍ مِّنْ عِلْمٍ إِن کُنتُمْ صَادِقِینَ (۴و۵/احقاف)
  • «بگو: از آنهایی که جز الله به خدایی می خوانید خبر دهید به من نشان دهید که از این زمین چه چیز را آفریده اند؟ یا در خلقت آسمانها شرکت داشته اند؟ اگر راست می گویید، برای من کتابی که پیش از این قرآن آمده باشد یا اگر دانشی از پیشینیان مانده است ، بیاورید
  • قُلْ أَ رَأَیْتُمْ شُرَکاءَکُمُ الَّذِینَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللّهِ أَرُونِی ما ذا خَلَقُوا مِنَ الأَرْضِ أَمْ لَهُمْ شِرْکٌ فِی السَّماواتِ أَمْ آتَیْناهُمْ کِتاباً فَهُمْ عَلى بَیِّنَه مِنْهُ (۴۰/فاطر)
  • بگو: آن شریکانی را که به جای خدای یکتا می خواندید، دیدید؟ به من، بنمایید که از این زمین چه چیز را آفریده اند؟ یا در آفرینش آسمان چه مشارکتی داشته اند؟ آیا بر آنها کتابی فرستاده ایم که آن را حجت خود سازند؟

همانطور که مشاهده می شود در این آیات ارائه‌ی کتاب و نگاشته های کهن همچون تورات و انجیل و یا اثر علمی و تجربی مورد نظر می باشد که به عنوان بینه و نشانه‌ی آشکاری بر بطلان وحدانیت الهی به شمار آید. در حالی که چنین امری از عهده‌ی دانشمندان و تاریخ دانان خارج است.

دسته چهارم

آیاتی که برای اقناع اندیشه‌ی عموم مردمانی که با روش ها و متدهای علمی با امور عقیدتی مواجه نمی شوند، به تمثیلی در این زمینه اکتفا نموده است:

ضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً رَجُلاً فِیهِ شُرَکاءُ مُتَشاکِسُونَ وَ رَجُلاً سَلَماً لِرَجُل هَلْ یَسْتَوِیانِ مَثَلاً الْحَمْدُ لِلّهِ)۲۹/زمر)

«خدا مثلی می زند: مردی را که چند تن در او شریکند و بر سراو اختلاف دارند و مردی که تنها از آن یکی باشد آیا این دو با هم برابرند ? سپاس خدا را نه ، بیشترشان نمی دانند»

بر پایه تمثیلی که در این آیه صورت گرفته، بنده‌ی تسلیم یک مولی با بنده‌ای که گرفتار درگیری های شریکان متعدد است را مقایسه نموده تا توحید در آفرینش را در ساده ترین شکل اثبات کند.

بدین ترتیب برای منکران و تردیدکنندگان یگانگی خدا جایی برای تردید و دودلی باقی نمی ماند. البته برخی از مطالب فوق تنها به شکل اشاره بود تا از طولانی شدن نوشته پرهیز شود. اگر درباره‌ی هر بخش آن توضیحی لازم بود، با ما در تماس باشید.

موفق و پیروز باشید.

رفتن به بالا