جستجو
آخرین دیدگاه‌ها

تاریخ انتشار: ۲ اسفند ۱۳۹۶
کد خبر: 49164
تعداد بازدید: 461 بازدید

رابطه زن ومرد در قرآن چگونه است؟

پاسخ اجمالی:

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام خدمت سؤال کننده محترم
باعرض پوزش از تأخیر در پاسخگویی
قرآن کریم در رابطه با ارتباط زن و مرد در بسیاری از آیات از واژه معروف استفاده می نماید که هم مربوط به روابط زوجین می شود و هم زن و مرد نامحرم.
همچنین در رابطه زوجین قرآن می فرماید: زن و مرد باید برای یکدیگر لباس باشند؛ ویژگی لباس این است که عیوب انسان را می پوشاند و به انسان زینت می دهد.

پاسخ تفصیلی:

قرآن کریم در بسیاری از موارد در روابط زن و مرد از کلمه ی «معروف» استفاده کرده است. این واژه 38 مرتبه بکار رفته است که 19بار آن درباره ی ارتباط با زنان است؛ گویی معیار و میزان، «معروف» بودن روابط است. به عنوان نمونه به پاره ای از این آیات اشاره می شود:
ـ «با زنان به صورت معروف (پسندیده و مورد قبول) معاشرت کنید.»[1]
ـ «کسانی از شما که بمیرند و همسرانی به جای گذارند، زنان چهارماه و ده روز به انتظار بمانند و چون این مدت را به پایان رساندند، باکی بر شما نیست به آن چه که به معروف و شایستگی در مورد خویش انجام می دهند که خدا از آن چه می کنید، آگاه است. آن چه درباره ی خواستگاری این زنان به اشاره بگویید یا در دل خویش نهان کنید، گناهی بر شما نیست….»[2]
همان گونه که از تفسیر شریف المیزان در پاره ای از این موارد استفاده می شود، این اصل اختصاص به روابط زناشوئی میان زن و شوهر ندارد بلکه اصلی فراتر از آ‎ن است. علامه طباطبائی در ذیل آیات 242-228 سوره ی بقره می فرماید:

«معروف به معنای هر عملی است که افکار عمومی آن را عملی شناخته شده بداند و با آن مأنوس باشد و با ذائقه ای که اهل هر اجتماع از نوع زندگی اجتماعی خود به دست می آورد، سازگار باشد این واژه، متضمن هدایت عقلی، حکم شرعی، فضیلت اخلاقی و هم سنت های ادبی و انسانی است و چون اسلام شریعت خود را بر اساس فطرت و خلقت بنا کرده است،

«معروف» همان چیزی است که مردم آن را معروف بدانند، البته مردمی که از راه فطرت و از مقتضای نظام خلقت منحرف نگردیده باشند.» (رک. طباطبائی، 1363: ج4، ص24)

بر اساس این تعریف، باید معیار را در روابط زن و مرد روشی دانست که جامعه با در نظر گرفتن راهنمایی عقل و شرع و فطرت می پسندد. بنابراین، ممکن است یک رابطه ای در یک شرایطی پسندیده و در شرایطی دیگر ناپسند باشد یا برای عده ای پسندیده باشد و برای عده ای دیگر ناپسند.

به عنوان مثال، در عرف متشرعه، اگر ارتباط دو جنس مخالف در زمینه ی علمی، دینی یا اجتماعی و سیاسی باشد، پسندیده و معروف است؛ همچنین اگر این ارتباط، جهت گفتگو و تصمیم گیری در مساله ی ازدواج و آینده ی زندگی مشترک باشد. اما اگر مسائل مورد گفتگو، مسایل جنسی و شهوانی باشد، نگاه هایی که رّد و بدل می شود معنادار باشد؛

حرکات و اطواری که طرفین نشان می دهند، محرک و مهیج باشد؛ پوشش ها نادرست، سبک و جلف باشد؛ صحبت ها بی محتوا، بی فایده و با خنده های بلند و وهن آمیز همراه باشد، از منظر عرف متشرعه و عقلا، منکر و ناپسند است یا کسی از جهت ظاهری حدّ پوشش شرعی را رعایت کند، اما نحوه ی پوشش او چنان تنگ، چسبان و محرک باشد که به نظر عرف و عقلا، منکر و ناپسند باشد یا ممکن است گفتگوی دختر و پسر در مسایل علمی، فرهنگی، سیاسی یا حتی دینی و قرآنی باشد، اما شیوه ی سخن گفتن و حرکات همراه آن باعث شود که این ارتباط منکر و ناپسند شمرده شود.

برحسب دیدگاه اسلام، زن ومرد باید با نگاه به شخصیت انسانی هم که به طور قطع در روابطی سالم خود را نشان می دهد، در تعاملات اجتماعی حضور یابند. عایقی مفید و مؤثر به نام هویت انسانی وجود دارد که سبب ایجاد جریانی سالم و آسیب ناپذیر در روابط میان زن و مرد می شود.

بر این مبنا، مرد باید در زیرساخت های فکری خویش، تصویر درستی از زن به عنوان یک شخصیت ارجمند، پاک، با کرامت و حرمت داشته باشد و زن نیز باید در روساخت های رفتاری اش که وجوه ارتباطی او را در پوشش، گفتار وحرکات نمایان می سازد، حرمت و کرامت زن بودن خود را نشان دهد. این تنها طریقی است که زن می تواند مقام و موقعیت خویش را در برابر مرد حفظ نماید.

قرآن کریم در این رابطه چنین می فرماید: «هنگامی که موسی به آب مدین رسید، گروهی از مردم را در آن جا دید که حیوانات خود را سیراب می کنند و در کنار آن ها دو زن را دید که مراقب گوسفندان خویش اند (و به چاه آب نزدیک نمی شوند) به آن ها گفت:

کار شما چیست؟ گفتند: ما آن ها را آب نمی دهیم تا چوپان ها همگی خارج شوند و پدر ما پیرمرد مسنی است. موسی به گوسفندان آن ها آب داد و سپس رو به سوی سایه آورد و عرض کرد.

پروردگارا! هر خیر و نیکی که بر من فرستی، به آن نیازمندم. ناگهان یکی از آن دو به سراغ او آمد؛ درحالی که با نهایت حیا گام برمی داشت، گفت: پدرم از تو دعوت می کند تا مزد سیراب کردن گوسفندان را به تو بپردازد. یکی از آن دو دختر گفت: پدرم! او را استخدام کن؛ چرا که بهترین کسی را که استخدام می توانی بکنی، آن کس است که قوی و امین می باشد….» (قصص، 26- 23)

این داستان حاوی مطالب مهمی است که به آن ها اشاره می شود:
ـ دختران شعیب به خاطر انجام کاری از منزل خارج می شوند و در میان جمعیت اما با حفظ حریم و پرهیز از اختلاط بکار خود می پردازند.
ـ حضرت موسی به عنوان یک پسر جوان به سوی دختران شعیب که در گوشه ای برای انجام کار خود به انتظار نشسته بودند، می رود و با آن ها با رعایت ادب و عفاف گفتگو می کند و آن ها نیز به عنوان دختران جوان، با عفت و پاکی پاسخ او را به درستی می دهند و از این که پسر جوان ناشناخته ای به سوی آن ها آمده و در مورد کار آن ها می پرسد، حساسیت و عصبانیت نشان نمی دهند و پس از آن حضرت موسی به یاری آن ها می شتابد.
ـ دختر جوان شعیب از جانب پدر مأمور می شود که به نزد موسی بیاید و با او در مورد کاری که انجام داد گفتگو کند تا او را برای آمدن به خانه آن ها راضی کند.
ـ موسی به همراه دختران شعیب مسیر راه را می پیمایند.
ـ دختر شعیب در این مدت چنان حضرت موسی را با زیر نظر گرفتن شناسایی کرده بود که پیشنهاد استخدام وی را به عنوان بهترین فرد که از دو صفت قوی و امین برخوردار است، به پدر می دهد و پدر نیز پیشنهاد دختر را می پذیرد.
آیات شریفه فوق، ارتباط و گفتگوی دختر و پسر جوان را مطرح می کند و به زیبایی رعایت آداب اخلاقی و موازین ارزشی را نیز به تصویر می کشد؛ زیرا هم موسی در مواجهه با دختران شعیب از زیاده گویی و بیهوده گویی می پرهیزد و نیز انجام کاری برای آن ها را بهانه ای برای نزدیکی به آن ها و سوءاستفاده اخلاقی قرار نمی دهد؛

بلکه بلافاصله به زیر سایه می رود و با خدا به راز و نیاز می پردازد و هم این که دختران شعیب در گفتگوی با موسی از زیاده گویی می پرهیزند و به حداقل کلمات اکتفا می کنند و هنگام راه رفتن حیا و پاکدامنی خود را در برابر مرد نامحرم به نمایش می گذارند تا مرد نامحرم طمع خام در سر نپروراند.

قابل توجه است که در پاره ای از روایات آمده است: «وقتی موسی به سوی خانه حضرت شعیب حرکت می کند، دختر برای راهنمایی از پیش رو حرکت می کرد و موسی از پشت سرش، چون باد به لباس دختر می وزید و ممکن بود لباس را از اندام او کنار زند، موسی به دختر شعیب می گوید: من از جلو می روم و بر سر دو راهی و چند راهی ها مرا راهنمایی کن.» (مکارم شیرازی، 1368: ج16، ص59-58)
از تبیین آیه ی فوق به خوبی روشن می شود که «حیا» ملاک اصلی در تشکیل روابط معقول میان زن و مرد است.

منابع:

مقاله روابط زن و مرد از دیدگاه اسلام، ترویج، تعطیل، تعدیل؟

مؤلف: عباس نیکزاد

کلمات کلیدی:

رابطه، معروف، زن، مرد، حیا، موسی

پاسخگو:

حجت الاسلام غیاثوند

برچسب ها:

رفتن به بالا