تاریخ انتشار: ۱۱ خرداد ۱۳۹۶
کد خبر: 842
تعداد بازدید: 611 بازدید

از نظر قران زن و شوهر وقتی فرزند دار شدند چگونه باید باهم خلوت کنند؟

باسلام

طبق صریح آیات قران زن و شوهر بعد از فرزند دار شدن حریم خصوصی خود را باید از فرزندان جدا کنند تا از نظر تربیتی و حفظ بنیان خانواده مشکلی پیش نیاید. در پایین آیات مذکور بیان شده و با محوریت تفسیر نمونه شرح و بسط داده شده است:

يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِيَسْتَأْذِنْكُمُ الَّذِينَ مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ وَ الَّذِينَ لَمْ يَبْلُغُوا الْحُلُمَ مِنْكُمْ ثَلاثَ مَرَّاتٍ مِنْ قَبْلِ صَلاةِ الْفَجْرِ وَ حِينَ تَضَعُونَ ثِيابَكُمْ مِنَ الظَّهِيرَةِ وَ مِنْ بَعْدِ صَلاةِ الْعِشاءِ ثَلاثُ‏ عَوْراتٍ‏ لَكُمْ لَيْسَ عَلَيْكُمْ وَ لا عَلَيْهِمْ جُناحٌ بَعْدَهُنَّ طَوَّافُونَ عَلَيْكُمْ بَعْضُكُمْ عَلى‏ بَعْضٍ كَذلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآياتِ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ (58) وَ إِذا بَلَغَ الْأَطْفالُ مِنْكُمُ الْحُلُمَ فَلْيَسْتَأْذِنُوا كَمَا اسْتَأْذَنَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ كَذلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آياتِهِ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ (59) 58- اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد بايد بردگان شما و همچنين كودكانتان كه به حد بلوغ نرسيده‏اند در سه وقت از شما اجازه بگيرند: قبل از نماز فجر، و در نيمروز هنگامى كه لباسهاى (معمولى) خود را بيرون مى‏آوريد، و بعد از نماز عشاء، اين سه وقت خصوصى براى شما است، اما بعد از اين سه وقت گناهى بر شما و بر آنها نيست (كه بدون اذن وارد شوند) و بر گرد يكديگر طواف كنيد (و با صفا و صميميت به يكديگر خدمت نمائيد) اينگونه خداوند آيات را براى شما تبيين مى‏كند و خداوند عالم و حكيم است.

59- و هنگامى كه اطفال شما به سن بلوغ رسند بايد اجازه بگيرند، همانگونه كه اشخاصى كه پيش از آنها بودند اجازه مى‏گرفتند، اينچنين خداوند آياتش را براى شما تبيين مى‏كند و خدا عالم و حكيم است.

تفسير: آداب ورود به جايگاه خصوصى پدر و مادر

همانگونه كه قبلا هم گفته‏ايم مهمترين مساله‏اى كه در اين سوره، تعقيب شده مساله عفت عمومى و مبارزه با هر گونه آلودگى جنسى است كه در ابعاد مختلف مورد بررسى قرار گرفته، آيات مورد بحث نيز به يكى از امورى كه با اين مساله ارتباط دارد پرداخته و خصوصيات آن را تشريح مى‏كند و آن مساله اذن گرفتن كودكان بالغ و نابالغ به هنگام ورود به اطاقهايى است كه مردان و همسرانشان ممكن است در آن خلوت كرده باشند.

نخست مى‏گويد:” اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد بايد مملوكهاى شما (بردگانتان) و همچنين كودكانتان كه به حد بلوغ نرسيده‏اند در سه وقت از شما

اجازه بگيرند” (يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِيَسْتَأْذِنْكُمُ الَّذِينَ مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ وَ الَّذِينَ لَمْ يَبْلُغُوا الْحُلُمَ مِنْكُمْ ثَلاثَ مَرَّاتٍ‏).

” قبل از نماز فجر و در نيمروز هنگامى كه لباسهاى (معمولى) خود را بيرون مى‏آوريد، و بعد از نماز عشاء” (مِنْ قَبْلِ صَلاةِ الْفَجْرِ وَ حِينَ تَضَعُونَ ثِيابَكُمْ مِنَ الظَّهِيرَةِ وَ مِنْ بَعْدِ صَلاةِ الْعِشاءِ).

” ظهيرة” چنان كه راغب در مفردات و فيروزآبادى در قاموس مى‏گويند:

به معنى نيمروز و حدود ظهر است كه مردم در اين موقع معمولا لباسهاى رويى خود را در مى‏آورند و گاه مرد و زن با هم خلوت مى‏كنند.

” اين سه وقت، سه وقت پنهانى و خصوصى براى شما است” (ثَلاثُ عَوْراتٍ لَكُمْ‏).

” عورة” در اصل از ماده” عار” به معنى” عيب” است و از آنجا كه آشكار شدن آلت جنسى مايه عيب و عار است در لغت عرب به آن عورت اطلاق شده.

كلمه” عورة” گاه به معنى شكاف در ديوار و لباس و مانند آن نيز آمده است و گاه به معنى مطلق عيب مى‏باشد، و به هر حال اطلاق كلمه عورت بر اين اوقات سه گانه به خاطر آن است كه مردم در اين اوقات خود را زياد مقيد به پوشانيدن خويش مانند ساير اوقات نمى‏كنند و يك حالت خصوصى دارند.

بديهى است اين دستور متوجه اولياى اطفال است كه آنها را وادار به انجام اين برنامه كنند، چرا كه آنها هنوز به حد بلوغ نرسيده‏اند تا مشمول تكاليف الهى باشند، و به همين دليل مخاطب در اينجا اولياء هستند.

ضمنا اطلاق آيه هم شامل كودكان پسر و هم كودكان دختر مى‏شود، و كلمه” الذين” كه براى جمع مذكر است مانع از عموميت مفهوم آيه نيست، زيرا در بسيارى از موارد اين تعبير به عنوان تغليب بر مجموع اطلاق مى‏گردد همانگونه كه در آيه وجوب روزه تعبير به” الذين” شده و منظور عموم مسلمانان است‏

ذكر اين نكته نيز لازم است كه آيه از كودكانى سخن مى‏گويد كه به حد تميز رسيده‏اند و مسائل جنسى و عورت و غير آن را تشخيص مى‏دهند، زيرا دستور اذن گرفتن خود دليل بر اين است كه اين اندازه مى‏فهمند كه اذن گرفتن يعنى چه؟ و تعبير به” ثلاث عورات” شاهد ديگرى بر اين معنى است.

در پايان آيه مى‏فرمايد:” بر شما و بر آنها گناهى نيست كه بعد از اين سه وقت بدون اذن وارد شوند، و بعضى به ديگرى خدمت كنند و گرد هم (با صفا و صميميت) بگردند” (لَيْسَ عَلَيْكُمْ وَ لا عَلَيْهِمْ جُناحٌ بَعْدَهُنَّ طَوَّافُونَ عَلَيْكُمْ بَعْضُكُمْ عَلى‏ بَعْضٍ‏).

آرى” اين چنين خداوند آيات را براى شما تبيين مى‏كند و خدا عالم و حكيم است” (كَذلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآياتِ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ‏).

واژه” طوافون” در اصل از ماده” طواف” به معنى گردش دور چيزى است، و چون به صورت صيغه مبالغه آمده به معنى كثرت در اين امر مى‏باشد، و با توجه به اينكه بعد از آن” بَعْضُكُمْ عَلى‏ بَعْضٍ‏” آمده مفهوم جمله اين مى‏شود كه در غير اين سه وقت شما مجاز هستيد بر گرد يكديگر بگرديد و رفت و آمد داشته باشيد و به هم خدمت كنيد.

و به گفته” فاضل مقداد” در” كنز العرفان” اين تعبير در حقيقت به منزله بيان دليل براى عدم لزوم اجازه گرفتن در سائر اوقات است، چرا كه اگر بخواهند مرتبا رفت و آمد داشته باشند و در هر بار اذن دخول بخواهند كار مشكل‏

مى‏شود[1]*** در آيه بعد حكم بالغان را بيان كرده، مى‏گويد:” هنگامى كه اطفال شما به سن بلوغ رسند بايد در همه اوقات اجازه بگيرند، همانگونه كه اشخاصى كه قبل از آنها بودند اجازه مى‏گرفتند” (وَ إِذا بَلَغَ الْأَطْفالُ مِنْكُمُ الْحُلُمَ فَلْيَسْتَأْذِنُوا كَمَا اسْتَأْذَنَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ‏).

واژه” حلم” (بر وزن” كتب”) به معنى عقل آمده است و كنايه از بلوغ است كه معمولا با يك جهش عقلى و فكرى توام است، و گاه گفته‏اند” حلم” به معنى رؤيا و خواب ديدن است، و چون جوانان، مقارن بلوغ، صحنه‏هايى در خواب مى‏بينند كه سبب احتلام آنها مى‏شود اين واژه به عنوان كنايه در معنى بلوغ به كار رفته است.

به هر حال از آيه فوق چنين استفاده مى‏شود كه حكم بالغان با اطفال نابالغ متفاوت است، زيرا كودكان نابالغ طبق آيه قبل تنها در سه وقت موظف به اجازه گرفتن هستند، چون زندگى آنها با زندگى پدران و مادران آن قدر آميخته است كه اگر بخواهند در همه حال اجازه بگيرند مشكل خواهد بود، و از اين گذشته احساسات جنسى آنها هنوز به طور كامل بيدار نشده، ولى نوجوانان بالغ طبق اين آيه كه اذن گرفتن را به طور مطلق براى آنها واجب دانسته موظفند در همه حال به هنگام ورود بر پدر و مادر اذن بطلبند.

اين حكم مخصوص به مكانى است كه پدر و مادر در آنجا استراحت مى‏كنند و گرنه وارد شدن در اطاق عمومى (اگر اطاق عمومى داشته باشند) مخصوصا به هنگامى كه ديگران هم در آنجا حاضرند، و هيچگونه مانع و رادعى در كار نيست اجازه گرفتن لزومى ندارد.

ذكر اين نكته نيز لازم است كه جمله‏ كَمَا اسْتَأْذَنَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ‏ اشاره به بزرگسالان است كه در همه حال به هنگام وارد شدن در اطاق موظف به اجازه گرفتن از پدران و مادران بودند، در اين آيه افرادى را كه تازه به حد بلوغ رسيده‏اند همرديف بزرگسالان قرار داده كه موظف به استيذان بودند.

فلسفه استيذان و مفاسد عدم توجه به آن‏

براى ريشه كن ساختن يك مفسده اجتماعى مانند اعمال منافى عفت تنها توسل به اجراى حدود و تازيانه زدن منحرفان كافى نيست، در هيچ يك از مسائل اجتماعى چنين برخوردى نتيجه مطلوب را نخواهد داد، بلكه بايد مجموعه‏اى ترتيب داد از آموزش فكرى و فرهنگى آميخته با آداب اخلاقى و عاطفى، و همچنين آموزشهاى صحيح اسلامى، و ايجاد يك محيط اجتماعى سالم، سپس مجازات را به عنوان يك عامل در كنار اين عوامل در نظر گرفت.

به همين دليل در اين سوره نور كه در واقع سوره عفت است از مجازات تازيانه مردان و زنان زناكار شروع مى‏كند، و به مسائل ديگر مانند فراهم آوردن وسائل ازدواج سالم، رعايت حجاب اسلامى، نهى از چشم‏چرانى، تحريم متهم ساختن افراد به آلودگى ناموسى، و بالآخره اجازه گرفتن فرزندان به هنگام ورود به خلوتگاه پدران و مادران، گسترش مى‏دهد.

اين نشان مى‏دهد كه اسلام از هيچ يك از ريزه‏كاريهاى مربوط به اين مساله غفلت نكرده است.

خدمتكاران موظفند به هنگام ورود در اطاقى كه دو همسر قرار دارند اجازه بگيرند.

كودكان بالغ نيز موظفند در هر وقت بدون اجازه وارد نشوند، حتى كودكان نابالغ كه مرتبا نزد پدر و مادر هستند نيز آموزش داده شوند كه لا اقل در سه وقت (قبل از نماز صبح و بعد از نماز عشاء و هنگام ظهر كه پدران و مادران به استراحت مى‏پردازند) بدون اجازه وارد نشوند.

اين يك نوع ادب اسلامى است هر چند متاسفانه امروز كمتر رعايت مى‏شود و با اينكه قرآن صريحا آن را در آيات فوق بيان كرده است، در نوشته‏ها و سخنرانى‏ها و بيان احكام نيز كمتر ديده مى‏شود كه پيرامون اين حكم اسلامى و فلسفه آن بحث شود، و معلوم نيست به چه دليل اين حكم قطعى قرآن مورد غفلت و بى توجهى قرار گرفته؟! گر چه ظاهر آيه وجوب رعايت اين حكم است حتى اگر فرضا آن را مستحبّ بدانيم باز بايد از آن سخن گفته شود، و جزئيات آن مورد بحث قرار گيرد.

بر خلاف آنچه بعضى از ساده‏انديشان فكر مى‏كنند كه كودكان سر از اين مسائل در نمى‏آورند و خدمتكاران نيز در اين امور باريك نمى‏شوند ثابت شده است كه كودكان (تا چه رسد به بزرگسالان) روى اين مساله فوق العاده حساسيت دارند، و گاه مى‏شود سهل‏انگارى پدران و مادران و بر خورد كودكان به منظره‏هايى كه نمى‏بايست آن را ببينند سرچشمه انحرافات اخلاقى و گاه بيماريهاى روانى شده است.

ما خود با افرادى بر خورد كرديم كه به اعتراف خودشان بر اثر بى توجهى پدران و مادران به اين امر و مشاهده آنان در حال آميزش جنسى يا مقدمات آن به مرحله‏اى از تحريك جنسى و عقده روانى رسيده بودند كه عداوت شديد پدر و مادر در سر حد قتل! در دل آنها پيدا شده بود، و خود آنها نيز شايد تا مرز انتحار پيش رفته بودند! اينجا است كه ارزش و عظمت اين حكم اسلامى آشكار مى‏شود كه مسائلى را كه دانشمندان امروز به آن رسيده‏اند از چهارده قرن پيش در احكام خود پيش- بينى كرده است.

و نيز در همين جا لازم مى‏دانيم به پدران و مادران توصيه كنيم كه اين مسائل‏

را جدى بگيرند، و فرزندان خود را عادت به گرفتن اجازه ورود بدهند، و همچنين از كارهاى ديگرى كه سبب تحريك فرزندان مى‏گردد از جمله خوابيدن زن و مرد در اطاقى كه بچه‏هاى مميز مى‏خوابند تا آنجا كه امكان دارد پرهيز كنند، و بدانند اين امور از نظر تربيتى فوق العاده در سرنوشت آنها مؤثر است.

جالب اينكه در حديثى از پيامبر اسلام ص مى‏خوانيم كه فرمود:

اياكم و ان يجامع الرجل امرأته و الصبى فى المهد ينظر اليهما:

” مبادا در حالى كه كودكى در گهواره به شما مى‏نگرد آميزش جنسى كنيد”!

منبع:

نام كتاب: تفسير نمونه‏ نويسنده: مكارم شيرازى، ج‏14، ص: 548


 

رفتن به بالا